بزرگ کردن بيبي BRINGING UP BABY
بزرگ کردن بيبي BRINGING UP BABY
بزرگ کردن بيبي BRINGING UP BABY
فيلم هاي 4 ستاره تاريخ سينما
برندگان اسکار سال 1938
* بهترين کارگردان: فرانک کاپرا (نمي توني با خودت ببريش).
* بهترين بازيگر مرد: اسپنسر تريسي (شهر پسرها).
* بهترين بازيگر زن: بت ديويس (جزه بل).
* بهترين بازيگر مرد نقش دوم: والتر برنان (کنتاکي).
* بهترين بازيگر زن نقش دوم: في بينتر (جز بل).
عقل را کنار بگذار
بازيگران
* کري گرانت: ديويد، شخصيت دست و پا چلفتي کري گرانت در بزرگ کردن بيبي، مي نالد که آخر چطور ممکن است اين همه بدبختي سر يک نفر بيايد؟! و اتفاقاً، کري گرانت، استاد ايفاي نقش همين مردهاي ظاهراً ناشي بود و چه خنده اي هم از تماشاگرش مي گرفت. شخصيت هپبورن هم به همان اندازه، احمق، ولي خب، حقه باز هم هست. گرانت و هپبورن در داستان فيلادلفيا نيز باز به هم افتادند و شاهکار کمدي ديگري آفريدند. گرانت نوري بود که بهترين کمدي هاي تاريخ سينما را روشن کرده است. (براي فيلموگرافي اش به شمال از شمال غربي رجوع شود.)
پشت صحنه
* بزرگ کردن بيبي، در گيشه فروش نکرد و چنان فاجعه اي تلقي شد که کمپاني آر.کي.او. هاکس را از کارگرداني توليد بعدي اش کنار گذاشت.
* مدلي که هاکس براي زنده کردن شخصيت گرانت در ذهن داشت، هارولد لويد بود.
هاکس دربار? کارگرداني
* يکي فيلم خوب عبارت است از سه صحنه خوب و هيچ صحن? بد.
* وقتي قلقي پيدا مي کنيد که کارگر مي افتد و کارتان را جلو مي برد، مي توانيد تکرارش کنيد.
جملات قصار
«يک بار جمعيتي براي گرفتن امضا دنبالم افتادند؛ بهشان گفتم بزنيد به چاک. گفتند اين ما بوديم که تو را خلق کرديم. گفتم: مثل همين جهنمي که مرا درش گرفتار کرده ايد.»
«همه مي خواهند کري گرانت باشند؛ حتي من هم مي خواهم کري گرانت باشم.»
کري گرانت
نظر منتقدها
فرانک اس. نوجنت (نيويورک تايمز): "فارس" اي که فقط صداي جيغ جيغِ کاترين هپبورن در آن به گوش مي رسد و شوخي هايي حساب شده. در بزرگ کردن بيبي، نقش کاترين هپبورن قرار بوده او را از نفس افتاده، بي عقل و به شدت خسته کننده نشان دهد. هپبورن موفق هم شده و ما مي توانيم آن قدر بي رحم باشيم که آن را صرفاً پاي بازي اش نگذاريم.»
صحن? فراموش نشدني
عمه خانم: اين ديويد ديگه کيه؟
سوزان: اوه، يکي از دوستاي مارک ئه.
عمه خانم: همه اون چيزي که درباره اش مي دوني، همينه؟
سوزان: نه، مي دونم که مي خوام باهاش ازدواج کنم. البته اون خودش نمي دونه، ولي من مي دونم.
عمه خانم: ببين، اگه به خاطر پول مي خواي باهاش ازدواج کني، از همين حالا بهت بگم که اشتباه مي کني. يه آدم خل و چل ديگه تو خانواده نمي خوام. خودمون به اندازه کافي خل و چل داريم. خب، کي مي خواي باهاش ازدواج کني؟ اسمش چيه؟
سوزان: آها، اسمش بون (استخوان)ئه.
عمه خانم: بونز (استخوان ها).
سوزان: نه، يه دونه "بون" (استخوان).
عمه خانم: برام مهم نيست، يه دونه استخوانه يا دوتا. به هر حال، اسم مسخره يه.
عمه: حالا چکار مي کنه؟
سوزان: شکارچي يه.
عمه خانم: شکار؟ چي شکار مي کنه؟
سوزان: به گمونم، حيوون.
کارگردان OWARD HAWKS
هاکس در هر ژانري که سفارش گرفت، فيلم ساخت و بهترين نمونه هاي آن ژانر را هم ساخت. از مادر هم? فيلم هاي گنگستري، صورت زخمي (1932) تا کمدي اسکروبال قرن بيستم (1934) که از کارول لمبارد يک ستاره ساخت. از ديگر فيلم هايش تنها فرشته ها بال دارند (1939)، منشي محبوب اش (1940)، که بازسازي صفحه اول بود ولي اين بار با شخصيت اصلي زن؛ داشتن و نداشتن (1944) نخستين فيلم لورل باکال؛ خواب بزرگ (1946)، رودخانه سرخ (1948)، حقه بازي / ميمون بازي (1952)، آقايان موطلايي ها را ترجيح مي دهند (1953)، ريوبراوو (1959) و تنها فيلم اسکاري اش، سرگرد يورک (1941). خود هاکس، سرانجام در 1974 اسکاري افتخاري دريافت کرد.
خلاصه داستان
منبع: نشريه دنياي تصوير شماره 196
/ج
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}